تبليغاتX
چشم چپ سگ
...
حقیقت قبل از تمام شدن جمله عوض می‌شود

با تمام نیرو برای رسیدن می‌دوم ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:48  توسط پگاه | 

چقد واسم خرج ور می‌داره

که عاشقت باشم

اون‌جور که من عاشقتم؟

 

تو عشقت

هوا، دل، کلاه آزارم می‌دن.

 

کی روبان کلامو می‌خره

این غم رشته‌های سفیدو

کی ازش دستمال گردن می‌سازه؟

 

چقد خرجم می‌شه

که عاشقت باشم

اونجوری که منم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:14  توسط پگاه | 
وقتي خدا به چهره دنيا نگاه كرد

يادش نبود اينكه كجا اشتباه كرد

اينبار قرص هاي مسكن اثر نكرد

اما سرنگ قائله را روبراه كرد

اين صحنه هاي زشت پر از انحراف را

از ترس آبروي خودش راه راه كرد

اما بدش نيامد از اين كارهاي بد

پس با كمال ميل خودش را تباه كرد

هم خوب آفريد و هم زشت آفريد

فرقي نميكند همه را روسياه كرد

حتي به كاروبار جهنم نميرسيد

پس شعبه جديد بهشت افتتاح كرد!!!!!!!

از اين همه نگاه خجالت نميكشيد

اصلا خدا به چشم كسي هم نگاه كرد...؟

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 0:15  توسط پگاه | 
از خم ابروي توام هيچ گشايشي نشد

 وه كه در اين خيال كج عمر عزيز شد تلف

ابروي دوست كي شود دستكش خيال من   

كس نزدست از اين كمان تير مراد بر هدف

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 22:53  توسط پگاه | 
به سیاهی خیره می شوم و به چند ضلعی مشوش آسمان

این ستاره ها مال هیچکس نیستند

حتی نمیدانند کوپن چند نفره و ارزش افزوده یعنی چه...

یکیشان که بیفتد

همه آنچنان محو تماشای سکانس خنده دار زمینند...

....که آب از آب تکان نمی خورد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 1:1  توسط پگاه | 
نوستالژيا

حريم عزيز قديمي
كاشانه زيبايم
خاطره اي تلخ
از پس بازداشتم

آنجا
بيست شش سال را گذراندم
و تركش كردم
بي وعده بازگشت

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 1:16  توسط پگاه | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 1:49  توسط پگاه | 
شنیدم که تکرار نمیکنی

به حرفهای سخت فکر هم نمیکنی

من به کوچه ... هوس بدهکارم

شریف ترین پارکینگ عمومی که چند متر این طرف تر..

شب جمعه است عزیزان لازم است لایی بکشیم از بین حضرات

....

نخواب

نخواب

خواب مرگ است زندگانی پس از اینم

تازه ناخن هایت هم که مثل سگ...

شرط میبندم به ستون آخر نخورده باشد

این زخم ها از روی پل تا اینجا مثل فواره های میدان شهرداری

تیر...تیر...

کله خراب بی همه چیز اینجا سیگار نکش

...

پلاک سفید..قرمز..

شماره چند بود؟

نخواب

نخواب

...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 1:36  توسط پگاه | 
نذر می کنم....به چرندیات خودم ایمان دارم...

به نشتی لوله ها                                    

به لباس زیر مادر بزرگم

و اینکه صدو بیست و چهار هزار نفر چطور توی اتوبوس جا می شوند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:19  توسط پگاه | 
ببین دیازپام ده خورانده‌اند!     

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

از سه راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه راه آذری گذر

ز کار و بار و یار و دل بر گذر

دود سیگار را بگیر به عرش رو  
فرش زیر پای را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر

دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین زجان گذر
زجان ز خانمان گذر

عر بزن کوبه‌ی سفالی‌ات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر

ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر

جسم خود سه راه آذری ببر
برون نیا شمال شهر را بکُش بکَش
به دشت آمپول و ساقیان و در گذر

ز سر ز همسر ز مادر گذر

تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

ببین چگونه جان مشوش است عدد بده  
ببین شهید شد برادرت عدد بده
ببین که نیستی عدد نود بده ز صد گذر

ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده 
دلت به انتظار چشمهاست   
ببین جهان چگونه کرده است راست

نرو به زیر کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت

چست و چابکی چنین که خشم در دهی
ز جان گذر زجان زخانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن   
برو چنان به زیر آواز زن

دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
دد بشو دد بشو دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر

تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران

ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین

ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را

مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه ای غمین هزارساله شو عدد بده

این قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده

رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود روی رود روی رود روی رود تشنگی‌ات سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده

چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین  
چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولین
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و جالبین و زاهدین و صاحبین و مومنین

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

آی مرد سامری خفن شدی  
در سه راه آذری کفن شدی  
ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدی

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 21:46  توسط پگاه |